حقیقت تلخ
بعد از اتمام یکی از سمینار ها، زمانی که در حال جمع کردن کیف و کتاب و خروج
از سالن بودم، خانمی موقر و محجبه، حدودا چهل و خرده ای ساله آمد و گفت با من
کاری دارد.
ایستادم.
شروع کرد به
..دنیا دنیا را بگردید افرادی ملوس و باحال تر از تپل ها برای همنشینی و صحبت پیدا نمی کنید...
.خودتان را هلاک کنید هم هیچ همنشین دختر و پسری مثل دختران و پسران تپل نمی تونه شما را سرگرم کند...
.تپ
یه دخترمـــردادی که باشی،
بعضی اوقات مجبور میشی تو فضای بغضت بخندی ...
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی ...
شاکی بشی ولی شکایت نکنی ...
گریه بکنی اما نذاری اشکات پیدا بشن ...
خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگی